بدون عنوان
فافا جان دیشب با هم بازی میکردیم که برای اولین بار صدای گگگگگ....رو
از دهن قشنگت شنیدم.
خیلی خوشحال شدم بهم خیره شده بودی و لبخند
می زدی.شاید می دونستی که مامان چقدر خوشحال شده. به اندازه ای که اشک تو چشمام
جمع شده بود. گرفتمت بغل و بوسیدمت و خدا رو شکر کردم .بابا خواب بود.کلی سر و صدا کردیم
بیچاره از بس خسته بود اصلا بیدار نشد.
همش منتظرم که باز صدای گگگ.. دربیاری ولی انگار هیچ خبری نیست. 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
